محمد حسين آخوندى
27
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )
مسائل آن ( امورى كه در آن علم ، اثبات يا تبيين مىشوند ) بايد موضوع آن مشخص و پذيرفته شود ، لذا موضوع يك علم هميشه در علم بالاترى ( علمى كه اعم از آن علم است از حيث دايره موضوع و دايره مسائل ) اثبات مىگردد يا بداهت آن تبيين مىشود . فلسفه به دليل اينكه عهدهدار اثبات حقايق و امور واقعى است ، در واقع عهدهدار اثبات همه موضوعات و موجودات است و از جمله اين موجودات ، موضوعات علومى است كه موجود خاصى را مطالعه مىكنند . ممكن است كسى بگويد چه اشكالى دارد كه فيزيكدان در مقدمه فيزيك ، ماده را اثبات كند و خود را از فلسفه بىنياز كند ؟ در پاسخ مىگوييم كه آنچه مهم است سنخ مسئله است نه مكان آن . اثبات ماده ، بحثى فلسفى است هرچند در كتاب فيزيك صورت گيرد ، بنابراين اگر فيزيكدان به اثبات ماده بپردازد كارى فلسفى و در واقع فيلسوفى كرده است ، زيرا يا بايد تبيين بداهت كند كه كارى فلسفى است و يا از طريق اصل علّيت و ضرورت علمى و سنخيت بين علت و معلول و . . . آن را اثبات نمايد ، اين مباحث نيز همه فلسفى است . آنچه در علوم استقرا مىشود ، موارد جزئى است ، ولى ارائه قانون كلى از عهده علوم خارج است . به عنوان مثال اگر صد يا هزار بار آب را در دماى خاص قرار داديم و ديديم به جوش مىآيد ، نمىتوان گفت پس همه آبها در دماى فلان به جوش مىآيند ، مگر اينكه از يكسرى اصول فلسفى همچون اصل عليت ، ضرورت علّى ، سنخيت بين علت و معلول و قواعدى ديگر كه فلسفى بوده يا در فلسفه دربارهء آنها بحث و بررسى صورت مىگيرد ، « 1 » كمك بگيريم . اگر كسى سؤال كند كه چگونه مىتوان باور كرد كه در وراى ذهن و ادراكات ما موجوداتى اعم از واجب ، مجرد يا ممكن و حتى مادى وجود دارند ؟ خواهيد ديد پاسخ اين سؤال از عهدهء هيچيك از علوم جزئى همچون فيزيك ، شيمى ، رياضى و . . . بر نمىآيد ، چون همهء اين علوم امرى را مسلم و مفروض گرفتهاند و سپس در باب آن ، بحث كردهاند .
--> ( 1 ) - مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 6 ، ص 542 ، صص 59 - 58 ، 6 - 64 ، ج 10 ، ص 6 - 313 .